نوشته های محمد میثاقی درباره IT ایران و مسائل مختلف آن!
طرح 900 میلیارد تومانی شبکه "اینترنت ملی" بزرگ ترین و کلان ترین طرحی است که تا کنون در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات ارائه شده است و با این حال به عمد یا به سهو، بسیار گذرا و کاملا مبهم با آن برخورد شده است و شاید طرح چند سئوال و امید به پاسخ دادنش بتواند کمی به تنویر افکار عمومی کمک نماید.
1. ایده اولیه این طرح و برنامه ریزی آن توسط چه کسانی انجام شده است؟ نام افراد و میزان تخصص آن ها ملاک خوبی برای تعیین موفقیت و یا شکست یک طرح خواهد بود و این که مشخص خواهد کرد طرح ناشی از نظرات یک نفر بوده و یا بر اساس خرد و تدبیر جمعی صورت گرفته است.
2. آیا هیچ جلسه ای با متخصصان فناوری کشور در باب لزوم آن و ممکن بودنش برگزار شده است و از نظرات اهالی فن بهره کافی برده شده است؟ آگرپاسخ مثبت است چرا نمی گوئید کی و کجا؟ و چرا هیچ گونه اطلاع رسانی از آن ها صورت نگرفته است و اگر پاسخ منفی است چه دلیلی بر عدم استفاده از نظرات متخصصین داخلی وجود دارد؟
3. نیازسنجی کامل و دقیق ایجاد این طرح جدای از مشکلات حقوقی و سیاسی ایران با امریکا، بر اساس کدام منطق بوده و مبتنی بر کدام مدل علمی و یا تجربه مطالعه شده دیگر کشورهای دنیا طراحی شده است؟
4. در حالی که یکی از ویژگی های مخابرات و ارتباطات تغییر پذیری سریع آن و تحول پذیری خارق العاده اش است چه تضمینی وجود دارد که تغییرات تکنولوژی ظرف یک یا دو سال آینده نتواند کل طرح را تحت الشعاع قرار دهد و به دلیلی منطقی و علمی که از قبل دیده نشده بود کل طرح به یک باره به هوا رود؟ آیا ظرف این چند ماه اخیر مطالعاتی در این خصوص صورت گرفته است که افکار عمومی از آن بی خبر باشند؟
5. در حالی که کمتر از چهار ماه از تشکیل دولت جدید و روی کار آمدن وزرا و مدیران وزارت خانه ها نمی گذرد، طراحی اولیه این کار،مدت زمان سه سال و تعیین هزینه 900 میلیارد تومانی و نیز ابعاد کار در طی چه مدت زمانی و چگونه صورت گرفته است ؟ آیا این تصمیم گیری نیز از جنس همان تصمیماتی است که دولت جدید معتقد است قبلا 5 ساله تصمیم گیری می شده و اکنون آن ها 5 دقیقه ای طومارش را می پیچند؟
6. مگر نه این که شورای عالی فناوری اطلاعات اصلی ترین مرجع تصمیم گیری و تعیین سیاست های کلان حوزه IT کشور است و مگر نباید طرح های بزرگی مانند" شبکه اینترنت ملی" در آن شورا طرح شده و تائید گردد؟ و چرا این شورا تاکنون تشکیل نشده است؟ آیا این تاخیر ارتباط معنا داری با این طرح ندارد؟
7. نمایندگان مجلس شورای اسلامی آیا بر اساس توجیهات ارزشی قطع وابستگی ما به آمریکا که این روزها و در فضای سیاسی خاصی به سر می بریم اقدام به تائید این طرح کرده اند و یا واقعا دلایل قانع کننده تخصصی و علمی و اقتصادی لازم را دیده اند و کار کارشناسی انجام داده اند که با طرح 900 میلیارد تومانی سه ساله موافقت نموده و قول 100 میلیارد تومان اعتبار برای سال اول را داده اند و به عنوان دست گرمی10 میلیارد تومان از پول بیت المال را هم نقدا پرداخت نموده اند؟
8. اگر تمام اعتبار پیش بینی شده این طرح به تمام و کمال پرداخت گردد چه اطمینانی وجود دارد که نتیجه آن باشد که در ابتدا دیده شده بود و ضمانت های اجرایی این طرح بزرگ چیست؟ چه کسی قسم خواهد خورد که این طرح می تواند مشکلات عدیده ای از ارتباطات ما را حل کند و چه کسی می تواند قول دهد و امضاء کند که سرانجام این طرح همراه با موفقیت ولو متوسطی باشد؟
جناب آقای ریاضی
اگر همچنان معتقدید که این طرح پشتوانه فنی و علمی خوبی دارد و می تواند جواب گوی نیازهای ما باشد بهتر است شجاعانه پای این طرح را امضاء کنید و از هم اکنون بگوئید که میزان موفقیت آن چقدر خواهد بود؟ امضاء شما و سخن شما ملاک خوبی برای ارزیابی عملکرد مدیریتی شما برای افکار عمومی و نهادهای نظارتی و نیز ثبت در تاریخ کشور خواهد بود.
بازهم خبرگزاری ها حکایت از خبر " تدوین سند توسعه راهبردی ICT " یک استان دیگر کشور- استان مازندران!- می کنند.
و داستان نویسان این داستان ادامه دار گویی پایانی را برای خود ندیده اند.
" تدوین سند توسعه راهبردی ICT " برای سازمان ها و خصوصا استانداری های کشور یکی از همان کلاه های گشادی است که در این چند مدت اخیر از سوی شرکت های خصوصی و یا تعدادی از مشاوران و یا تئوریسین ها! بر سر دولتی ها و به ویژه آن هایی که تجربه ای در این زمینه ندارند اما علاقه زیادی به گسترش IT دارند رفته است بی آن که تاکنون نتیجه زیادی در بر داشته باشد!
و چرا می گوئیم کلاه؟
چون:غیر از مقدمه و نام استان و ذره ای اطلاعات مختلف، اصولا چیز متفاوت تری نسبت به سند یک استان دیگر در آن نمی یابیم!
چون: عقل سلیم حکم می کند که چارچوب و مبنای سند توسعه برای سازمان هایی مشابه تا حد زیادی مشترک باشد و طبیعتا هزینه آن هم باید سرشکن گردد در حالی که باور کنید هزینه تدوین این سندها در هر بار، سر به چند ده میلیون تومان می زند.
می گوئیم کلاه گشاد، چون: تهیه این برنامه ها بیشتر از سوی کسانی صورت می گیرد که نه تنها هیچ سابقه اجرایی و عملی در این خصوص نداشته که بر عکس، سابقه تدوین طرح های بی سرانجام و ناموفق بزرگی را نیز در کارنامه خویش دارند.
چون: هیچ ابزار کنترلی و نظارتی بر سر تدوین این طرح ها از حیث کیفی و کمی و اجرایی و عملی بودن آن وجود ندارد و اصولا ملاک و معیار و خط کشی نیز برای متر کردن ابعاد کار طراحی نشده است.
می گوئیم کلاه گشاد،چون:طراحان این گونه طرح ها هیچ ضمانت اجرایی برای موفقیت برنامه شان نمی دهند و مانند طراحان دستور العمل های رژیم چاقی می گویند اگر همه سازمان ها همکاری کنند و همه امکانات فراهم شود و همه زیرساخت ها میسر گردد آنگاه می توان امیدوار بود که نتیجه ای در بر داشته باشد! بی آن که بگویند مگر نه این که این برنامه ها برای سازمان های ایرانی با هزار و یک مشکلی که من و شما می دانیم طراحی شده است؟
می گوئیم کلاه گشاد، چون: مجریان این پروژه ها از فرصت کم کاری و غفلت وزارت کشور در تدوین یک سند توسعه هماهنگ کمال استفاده را برده اند و نسخه ای مشابه برای همه استان ها می پیچند بی آن که هیچ هماهنگی و یکپارچگی در سطح استان ها و وزارت کشور دیده شود و هیچ تعاملی بین آنان ایجاد گردد.
می گویم کلاه گشاد، چون: بعضی از مسئولین علاقه زیادی به ارائه طرح های دهان پرکن دارند بی آن که بدانند محتویات آن چیست؟ و طبیعتا شیفته کسانی می شوند که حرف های زیباتری می زنند و خواب های شیرین تری را به تصویر می کشند.!
آقایان: توسعه ICT در کشور خصوصا در سطح استان ها نیازمند یک کار هماهنگ و یکپارچه است. محتاج نگاهی کلان و جامع است که بتوان به راحتی به آن اطمینان کرد و تجویزهایش را به کار بست.
چرا که دوران طرح و سند به سر آمده است. امروز وقت عمل است.
راستی : از شهر الکترونیک کیش و مشهد چه خبر؟
چرا در گزارش ايران و جامعه اطلاعاتي که برای ارائه به WSIS آماده شده است برای سال 2004 میلادی کاربران ایرانی را در حدود 6 میلیون نفر و برای سال 2005 این رقم را در حدود 15 میلیون نفر اعلام کرده اند؟!!
مدحی دیگر در باب دولت فخیمه تازه به کرسی نشسته
دورهی عزت رسیده است عاشقان / هفتهی دولت رسیده است عاشقان
اهل خیر و خوبی و، خصم بدیست / این که «محمود» و «نژاد»ش «احمدی»ست
ارتباط عشق ممتد گشته است / چون «سلیمانی محمد» گشته است
آگه از عشق ـ اطلاعات است او / چون «وزیر ارتباطات» است او
ای قلم! بالابلندی را ببین / صبح «صفار هرندی» را ببین
یادگار جبهه و جنگ است ـ او / پس «وزیر» فر و «فرهنگ» است ـ او
چون «حسین» را او «غلام» است از ازل / «محسنی اژهای» مرد عمل
واقفالسر مهمات است او / چون «وزیر اطلاعات» است او
دین و دل دارد به راه قائمی / «سید» و «مسعود» ما «میرکاظمی»
مرد تقوا در ره ایمانی است / او «وزیر» خوب «بازرگانی» است
(شجاعالدین ابراهیمی ـ مشهد مقدس)
تخلف در این وزارت فخیمه، نهادینه شده است، بخشی از مدیرانش را آغشته به خود کرده و باندهای بزرگ و قدرتمندی در آن جا شکل گرفته که مبارزه با آن ها توان ویژه ای را می طلبد و نیروی زیادی را صرف خواهد کرد.
انتظار همگان این بود که دولت دکتر احمدی نژاد که بر مبارزه با مصادیق بارز و نهفته تخلفات مالی تاکید ویژه ای دارد وزاریی را برگزیند که بتوانند در کنار راهبری وزارت خانه خود، با این موارد و باندهای موجود مبارزه نمایند.
نمی دانم انتخاب دکتر سلیمانی برای تصدی این پست با همین نگاه بوده است یا شرایط دیگری حاکم شده است؟
آیا سلیمانی خواهد توانست از پس این همه مشکلات وزارت خانه قدیمی و پر مسئله ICT برآید؟
آیا توان مقابله با مدیران پر نفوذی که تا اعماق این وزارتخانه ریشه دوانده اند و نامشان در بسیاری از موارد مالی دیده می شود را دارد؟
آیا مافیای موجود مخابرات اجازه مانور به این استاد خوب و سر به زیر و موقر دانشگاه را خواهد داد؟
باید کمی رایزنی کرد. باید تلاش کرد تا ذهن ایشان نسبت به این مسائل آگاه گردد و سرانجام نیز دعا کرد که عاقبت این کار خوب باشد.
راستی... اگر همه آی تی نویسان از هم اکنون کار کنند و برنامه داشته باشند و دور هم جمع شوند و تبادل فکر کنند و چند تا کار خوب دیگر کنند، فکر می کنید نمی توانند این بخش را قوی تر کنند تا لااقل سال بعد چند تا جایزه از هم اکنون سر شاخ داشته باشند؟
اول: این که مرد IT کشور در لیست تقدیر شدگان رئیس جمهور قرار گرفت و نشان لیاقت و خدمت دریافت کرد اتفاقی مبارک و در خور توجه است. در حقیقت فناوری اطلاعات مورد تشویق واقع شد و به اهمیتش و کارکردهایش نشان دولتی اعطاء شد است که آقای جهانگرد نیز سهمی بزرگ در آن دارد.
دوم: کاش از روز اول آقای جهانگرد به رای اعتماد دوستانش در جبهه اصلاحات برای وزارت ICT دل خوش نمی داشت و تلاش نمی کرد تا داستان توسعه IT را در دل وزارتخانه ای که در راه اندازی C در گل مانده است جای دهد و به ناچار مجبور شود تمام دفتر و دستک این حوزه را در سازمان مدیریت پهن کند و امروز دوباره مجبور شود به جای اولش برگرداند. خدا می داند بر سر آی تی کشور چه خواهد آمد. امید که خیلی بد نشود.
سوم: جامعه اطلاعاتی ما و آینده این کشور باید قدر افرادی چون جهانگرد را بداند. بی شک او هم مانند بسیاری دیگر از مدیران این کشور می توانست راه محافظه کاری را در پیش گیرد و سرش به کار خودش باشد اما نکرد. چرا که عشق و علاقه داشت و به خاطر همین عشق و علاقه باید او را ستود و کارهایش را نقد شجاعانه و منطقی کرد. نام او در تاریخ ماندگار خواهد شد.
نوشته هایم را فعلا در آن جا پیگیری کنید.
دوستان خیلی مراقب باشین و حواستون باشه که قلمتون داره آب به آسیاب کی میریزه؟ کی قراره تخریب بشه و شما دارین برای کی سکوی پرتاب می شین؟
من فکر می کنم یه جور ساده اندیشی بر بخشی از این فضا حاکم شده تا شهوت قدرت طلبی یه عده دیگه رو ارضاء کنه؟
شما با من هم عقده نیستین؟
انتشار این نوشته در سرویس " نگاهی به وب لاگ های " ایسنا.
مدیر محترم سایت ایتنا در نوشته ای در خصوص خبر تولید انبوه اولین رایانه ایرانی سئوالاتی در باب چیستی این موجود مطرح کرده. من نیز به دلیل حس کنجکاوی که از قبل داشتم در نمایشگاه الکامپ سال قبل از مدیران شرکت گسترش انفورماتیک همین سئوالات را کردم و این نتیجه آن ها است:
من نیز به سهم خودم از عرضه چنین تکنولوژی هایی استقبال می کنم به شرطی که خبر آن و محتوای آن صحت داشته باشد.!
روز یکشنبه قرار است نشست ملی IT برگزار شود. آقای خاتمی هم قرار است از آن چه در خصوص آی تی در این چند ساله انجام شده مطلع گردد.
قرار است از برگزیدگان و فعالین این صنعت قدردانی شود و نمایشگاهی هم از دستاوردهای این چند مدت برگزار گردد.
..کاش رئیس جمهور جدید هم دعوت شده باشد. او قرار است برای حداقل 4 سال و یا شایدم 8 سال حاکم امور مملکتی باشد و حیف است که از همین ابتدا در جریان امور آی تی قرار نگیرد!
من دسترسی به مسئولین تکفا ندارم. اگر شما دارید پیشنهاد مرا به آن ها برسانید.
مهم توسعه آی تی است. همه آن چه در انتخابات گذشت را باید به فراموشی سپرد. امروز باید از در دوستی وارد شد!
چند هفته پیش در نوشتاری در همین روزنامه مرثیه ای برای الکامپ یازدهم سرودم! و امروز با اتمام این نمایشگاه متاسفانه باید گفت همه آن چیز هایی که پیش بینی کرده بودم به تحقق پیوسته است
نمایشگاه یازدهم در هیاهوی انتخابات نهم گم شد بی آن که کسی به تحلیل جدی آن بپردازد و یا به ارزیابی آن اقدام کند.
همه در گیر انتخابات بودند و در خماری و یا شعف نتیجه حاصله و آن که باز شهید شد و مظلوم باقی ماند چیزی نبود جز صنعت IT کشورمان ایران!
لجاجت مسئولان شرکت دولتی نمایشگاه ها باعث شد نمایشگاه در ظاهر با حضور بیش از 300 شرکت داخلی و خارجی برگزار شود اما هیچ کس نپرسید با چه کیفیتی و با کدام شرکت ها؟ شرکت های داخلی سخت افزاری و یا نمایندگی های شرکت های خارجی که در ایران ثبت شده اند؟
تولید کنندگان نرم افزار یا کپی کنندگان سی دی های بدون رعایت قانون کپی رایت؟
انجمن های صنفی و تخصصی فعال در IT یا انجمن های خیریه و فروشندگان هدایای تبلیغاتی؟
مطبوعات غیر از خبر افتتاح نمایشگاه و حضور با تاخیر وزیر بازرگانی و اختتام بی سر و صدای آن بدون ارزیابی و بررسی نتایج حاصله و تعیین برترین های هر بخش و بی ارائه آماری از بازدید کنندگان، چیز دیگری ننوشتند. یعنی چیزی نبود تا بنویسند.
شرکت ها در کنار رضایت نسبی از نرخ اجاره غرفه ها اما از بازدید کننده کم و عدم وجود تبلیغات مناسب و فعالیت های جانبی گلایه داشتند و از این که سایر شرکت های فعال نیامده اند و مسئولانی برای بازدید قدم رنجه نکرده اند ناراضی بودند.
از این دست مسائل بسیار است که باید کم کم به آن ها پرداخت اما نکته مهم بی توجهی مسئولان عالی وزارت بازرگانی به صلاح و فلاح مملکت و قربانی نکردن آن به پای سلایق شخصی عده ای خاص است!
نمایشگاه آبروی کشور و کاری ملی است. جای منیت ها و خودخواهی ها نیست.
رئیس جمهور منتخب گفته است با حیف و میل های بیت المال که ناشی از سو ء مدیرت ها است و امکانات ملی را به هدر می دهد مبارزه خواهد کرد.
گفته است کارها را به کاردانان خواهد سپرد و تمهیداتی خواهد اندیشید تا هر کس در جایگاه خود قرار گیرد.
گفته است از توان همه دلسوزان بهره خواهد گرفت و برای نهادهای تخصصی ارزش ویژه ای قائل خواهد شد.
حال این گوی و این میدان و مثالی از یک نوع سوء مدیریت در گوشه ای از این مملکت و باید دید چه برخوردی با این گونه مسائل در سال های بعد خواهد شد و چه تدابیری اتخاذ خواهد گردید؟
نمایشگاه امسال عزتمندانه نبود. مایه مباهات هم نبود. با شکوه هم برگزار نشد و دودش به چشم صنعت ما و اقتصاد ملی ما فرو رفت.
اما نمایشگاه سال بعد اگر از کانال های تخصصی خود اجرا شود جای امیدواری دارد تا بخشی از عقب افتادگی سال جاری را بپوشاند و خلاء سوء مدیرت امسال را پر کند.
دکتر صدری با ایسنا مصاحبه کرده است و به بخشی از ایراداتی که در این چند وقت به وی وارد کرده اند پاسخ داده است.
نکاتی هم در خصوص فعالیت های وزارت خانه اش و کارهایی که می خواهد در آینده انجام دهد گفته است.
در این باره حتما چیزهایی خواهم نوشت.